umerziehen

Aussprache: /ˈʊmɛɐ̯ˌt͡siːən/
Worttrennung: um·er·zie·hen
فعل

بازپروری کردن، تربیت مجدد کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

رفتار، تفکر یا عادات کسی را از طریق تربیت و آموزش مجدد تغییر دادن.

  • Man versucht, die straffälligen Jugendlichen umerzuerziehen.تلاش می‌شود تا نوجوانان بزهکار را بازپروری کنند.
  • Es ist schwer, einen Erwachsenen umerzuerziehen.تربیت مجدد یک بزرگسال دشوار است.