erziehen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈt͡siːən/
Wortzerlegung: er·zie·hen
فعل

تربیت کردن، پرورش دادن، آموزش دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ zu + Dativ)

کودک یا شخصی را تربیت کردن، اخلاق و رفتار آموزش دادن.

  • Sie erzieht ihre Kinder mit viel Liebe.او فرزندانش را با عشق فراوان تربیت می‌کند.
  • Man muss Kinder zur Selbstständigkeit erziehen.باید کودکان را به سمت استقلال تربیت کرد.
2 Akkusativ

آموزش دادن و رام کردن (حیوان) یا پرورش دادن ساختار یافته (گیاه/درخت).

  • Man kann einen Hund gut erziehen.می‌توان یک سگ را به خوبی آموزش داد.
  • Diese Pflanzen müssen hoch erzogen werden.این گیاهان باید بلند پرورش داده شوند.