umerziehen

Aussprache: /ˈʊmɛɐ̯ˌt͡siːən/
Worttrennung: um·er·zie·hen
فعل

بازپروری کردن، تربیت مجدد کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas umerziehen)

رفتار، طرز فکر، عادات یا ارزش‌های کسی را از طریق آموزش، تربیت یا اصلاح مجدد تغییر دادن.

  • Das Ziel ist es, die Häftlinge zu umerziehen und ihnen neue Perspektiven zu geben.هدف این است که زندانیان را بازپروری کرده و به آنها چشم‌اندازهای جدیدی بدهیم.
  • Manche Eltern versuchen, ihre Kinder nach einer schwierigen Phase umzuerziehen.برخی والدین سعی می‌کنند فرزندانشان را پس از یک دوره دشوار دوباره تربیت کنند.