umerziehen
بازپروری کردن، تربیت مجدد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umerziehen)
رفتار، طرز فکر، عادات یا ارزشهای کسی را از طریق آموزش، تربیت یا اصلاح مجدد تغییر دادن.
- Das Ziel ist es, die Häftlinge zu umerziehen und ihnen neue Perspektiven zu geben.هدف این است که زندانیان را بازپروری کرده و به آنها چشماندازهای جدیدی بدهیم.
- Manche Eltern versuchen, ihre Kinder nach einer schwierigen Phase umzuerziehen.برخی والدین سعی میکنند فرزندانشان را پس از یک دوره دشوار دوباره تربیت کنند.