es über sich gewinnen, etwas zu tun

Aussprache: /ɛs ˈyːbɐ zɪç ɡəˈvɪnən ˈɛtvas tsuː tuːn/
Worttrennung: es ·über· ·sich ·ge·win·nen·, et·was ·zu tun
اصطلاح

بر خود هموار کردن کاری را انجام دادن، بر خود غلبه کردن برای انجام کاری

Bedeutungen

1

توانستن بر احساسات منفی، ترس یا تردید خود غلبه کرد و سرانجام کاری را که انجام دادنش دشوار است، انجام داد.

  • Nach langem Zögern konnte sie es über sich gewinnen, ihn um Hilfe zu bitten.پس از تردید طولانی، او توانست بر خود غلبه کند و از او کمک بخواهد.
  • Er musste es über sich gewinnen, seine Fehler zuzugeben.او مجبور بود بر خود غلبه کند تا اشتباهاتش را بپذیرد.
  • Es fiel ihr schwer, aber sie gewann es über sich, die schwierige Wahrheit zu sagen.برای او سخت بود، اما توانست بر خود غلبه کند و حقیقت دشوار را بگوید.