eskimotieren
رول اسکیمویی زدن (در قایقرانی)
Beispiele
- Im Wildwasser kenterte sie und musste ''eskimotieren.در آبهای خروشان واژگون شد و مجبور شد رول اسکیمویی بزند.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
در ورزش کایاکسواری، با استفاده از تکنیک خاصی، کایاک واژگون شده را بدون ترک آن دوباره به حالت عادی برگرداندن (اسکیمو رول زدن).
- Er hat gelernt, wie man richtig eskimotiert.او یاد گرفته است که چگونه به درستی اسکیمو رول بزند.
- Nach dem Kentern konnte sie schnell wieder eskimotieren.بعد از واژگون شدن، او توانست به سرعت دوباره اسکیمو رول بزند.