eskimotieren

Aussprache: /ɛskimoˈtiːʁən/
Wortzerlegung: es·ki·mo·tie·ren
فعل

رول اسکیمویی زدن (در قایقرانی)

Beispiele

  • Im Wildwasser kenterte sie und musste ''eskimotieren.در آب‌های خروشان واژگون شد و مجبور شد رول اسکیمویی بزند.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

در ورزش کایاک‌سواری، با استفاده از تکنیک خاصی، کایاک واژگون شده را بدون ترک آن دوباره به حالت عادی برگرداندن (اسکیمو رول زدن).

  • Er hat gelernt, wie man richtig eskimotiert.او یاد گرفته است که چگونه به درستی اسکیمو رول بزند.
  • Nach dem Kentern konnte sie schnell wieder eskimotieren.بعد از واژگون شدن، او توانست به سرعت دوباره اسکیمو رول بزند.