wegessen
خوردن غذای دیگری، تمام کردن باقیمانده غذا
Bedeutungen
1
Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)
خوراکی متعلق به دیگری را خوردن یا باقیمانده غذاها را برای جلوگیری از دورریز تمام کردن
- Du sollst deinem Bruder nicht immer die Schokolade wegessen!نباید همیشه شکلاتهای برادرت را بخوری!
- Wir müssen die Reste aus dem Kühlschrank wegessen.باید باقیماندههای داخل یخچال را بخوریم و تمام کنیم.