wegessen

Aussprache: /ˈvɛkˌɛsn̩/
Wortzerlegung: weg·es·sen
فعل

خوردن غذای دیگری، تمام کردن باقیمانده غذا

Bedeutungen

1 Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)

خوراکی متعلق به دیگری را خوردن یا باقیمانده غذاها را برای جلوگیری از دورریز تمام کردن

  • Du sollst deinem Bruder nicht immer die Schokolade wegessen!نباید همیشه شکلات‌های برادرت را بخوری!
  • Wir müssen die Reste aus dem Kühlschrank wegessen.باید باقیمانده‌های داخل یخچال را بخوریم و تمام کنیم.