anessen

Aussprache: /ˈanˌɛsən/
Wortzerlegung: an·es·sen
فعل

گاز زدن/شروع به خوردن، (sich anessen) سیر و خسته شدن از یک غذا

Bedeutungen

1 Akkusativ

شروع به خوردن چیزی کردن یا تکه‌ای از غذا را گاز زدن بدون تمام کردن آن

  • Er hat den Apfel nur angegessen und dann liegen gelassen.او فقط یک گاز به سیب زد و بعد آن را رها کرد.
2 sich + an + Dativ

آن‌قدر یک نوع غذا را خوردن که دیگر میل و اشتها نسبت به آن از دست برود

  • Ich habe mich an den Süßigkeiten völlig angegessen.من دیگر از خوردن این شیرینی‌ها سیر و دل‌زده شده‌ام.