esslöffelweise
قاشق قاشق، به اندازه قاشق غذاخوری
Bedeutungen
1
به مقدار زیاد و با استفاده از قاشق غذاخوری مصرف کردن یا برداشتن چیزی.
- Er schaufelte sich den Reis esslöffelweise auf den Teller.او قاشق قاشق برنج را در بشقاب خود کشید.
- Die Kinder aßen den Pudding esslöffelweise.بچهها پودینگ را قاشق قاشق میخوردند.
- Sie gab dem kranken Hund das Medikament esslöffelweise.او دارو را قاشق قاشق به سگ بیمار داد.