etwas Lügen strafen
چیزی را بیاعتبار کردن، نادرست از آب درآوردن
Bedeutungen
1
به معنای اثبات نادرست بودن یا بیاساس بودن یک ادعا، شایعه یا پیشبینی است. در واقع، حقیقت، آن ادعا را باطل و بیارزش میکند.
- Die schnellen Erfolge des Teams haben alle Zweifel Lügen gestraft.موفقیتهای سریع تیم، تمام شک و تردیدها را بیاعتبار کرد.
- Seine guten Noten haben die Behauptungen, er sei faul, Lügen gestraft.نمرات خوب او ادعاهای مبنی بر تنبل بودنش را نادرست از آب درآورد.
- Die Entwicklung der letzten Monate hat die pessimistischen Prognosen Lügen gestraft.تحولات ماههای اخیر، پیشبینیهای بدبینانه را بیاعتبار کرده است.