etwas an den Haaren herbeiziehen
چیزی را از سر ناچاری یا بیربط آوردن، به زور ربط دادن
Bedeutungen
1
به معنای آوردن یک دلیل، استدلال یا نتیجهگیری که کاملاً بیربط، غیرمنطقی یا از روی اجبار است. این اصطلاح زمانی به کار میرود که سعی میشود چیزی را به زور به موضوعی ربط داد، در حالی که هیچ ارتباط واقعی وجود ندارد.
- Seine Argumentation ist weit herbeigezogen, das hat doch nichts mit dem Thema zu tun.استدلال او بیربط و از سر اجبار است، این موضوع هیچ ربطی به بحث ندارد.
- Du ziehst doch diese Verbindung nur an den Haaren herbei, um mich zu überzeugen.تو این ارتباط را فقط از سر ناچاری میآوری تا مرا متقاعد کنی.
- Die Behauptung, dass das Wetter schlecht sei, weil er schlechte Laune hat, ist doch an den Haaren herbeigezogen.این ادعا که هوا بد است چون او حالش بد است، کاملاً بیربط و از سر اجبار است.