etwas an den Nagel hängen
چیزی را کنار گذاشتن، دست کشیدن از کاری
Bedeutungen
1
به معنای توقف یک فعالیت، شغل یا عادت است. معمولاً به کاری اشاره دارد که فرد دیگر قصد ادامه دادن آن را ندارد.
- Nach 40 Jahren harter Arbeit hat er beschlossen, seinen Beruf an den Nagel zu hängen.او پس از ۴۰ سال کار سخت تصمیم گرفت شغلش را کنار بگذارد.
- Wegen seiner Gesundheit musste er das Rauchen an den Nagel hängen.به خاطر سلامتیاش مجبور شد سیگار کشیدن را ترک کند.
- Sie hat ihre sportlichen Ambitionen an den Nagel gehängt, um sich auf ihr Studium zu konzentrieren.او جاهطلبیهای ورزشیاش را کنار گذاشت تا روی تحصیلاتش تمرکز کند.