etwas auf Eis legen
چیزی را به تعویق انداختن، چیزی را موقتاً متوقف کردن
Bedeutungen
1
به معنی متوقف کردن موقت یک پروژه، برنامه یا تصمیم است، معمولاً به دلیل عدم امکان اجرا در حال حاضر یا نیاز به بررسی بیشتر.
- Wir müssen das Projekt für unbestimmte Zeit auf Eis legen.ما باید این پروژه را برای مدتی نامعلوم به تعویق بیندازیم.
- Wegen der schlechten wirtschaftlichen Lage haben sie die Pläne für die neue Fabrik auf Eis gelegt.به دلیل وضعیت بد اقتصادی، آنها برنامههای کارخانه جدید را موقتاً متوقف کردند.
- Ich lege diese Diskussion jetzt auf Eis, bis wir mehr Informationen haben.من این بحث را فعلاً به تعویق میاندازم تا زمانی که اطلاعات بیشتری داشته باشیم.