etwas auf Eis legen

Aussprache: /ˈɛtvas aʊ̯f ˈaɪ̯s ˌleːɡn̩/
Worttrennung: et·was auf Eis le·gen
اصطلاح

چیزی را به تعویق انداختن، چیزی را موقتاً متوقف کردن

Bedeutungen

1

به معنی متوقف کردن موقت یک پروژه، برنامه یا تصمیم است، معمولاً به دلیل عدم امکان اجرا در حال حاضر یا نیاز به بررسی بیشتر.

  • Wir müssen das Projekt für unbestimmte Zeit auf Eis legen.ما باید این پروژه را برای مدتی نامعلوم به تعویق بیندازیم.
  • Wegen der schlechten wirtschaftlichen Lage haben sie die Pläne für die neue Fabrik auf Eis gelegt.به دلیل وضعیت بد اقتصادی، آنها برنامه‌های کارخانه جدید را موقتاً متوقف کردند.
  • Ich lege diese Diskussion jetzt auf Eis, bis wir mehr Informationen haben.من این بحث را فعلاً به تعویق می‌اندازم تا زمانی که اطلاعات بیشتری داشته باشیم.