etwas auf dem Buckel haben

Aussprache: /ˈɛtvas aʊ̯f deːm ˈbʊkl̩ ˈhaːbn̩/
Worttrennung: et·was auf ·dem ·Bu·ckel ha·ben
اصطلاح

تجربه داشتن، سن و سالی داشتن، بار چیزی را به دوش کشیدن

Bedeutungen

1

تجربه زیاد داشتن، به خصوص در مورد مشکلات یا سختی‌هایی که فرد در طول زندگی متحمل شده است.

  • Nach so vielen Jahren im Beruf hat sie einiges auf dem Buckel.او پس از این همه سال کار، تجربه زیادی دارد.
  • Er hat viel auf dem Buckel, aber er ist immer noch optimistisch.او سختی‌های زیادی را تحمل کرده است، اما هنوز هم خوش‌بین است.
  • Diese alte Frau hat einiges auf dem Buckel, man sieht es ihr an.این پیرزن سختی‌های زیادی را به دوش کشیده است، از ظاهرش پیداست.
2

داشتن سن و سال زیاد یا به عبارتی پیر بودن.

  • Er hat schon einiges auf dem Buckel, aber er fühlt sich jung.او سن و سالی دارد، اما خودش را جوان احساس می‌کند.
  • Sie hat ein stolzes Alter auf dem Buckel, aber sie ist geistig fit.او سن و سال قابل توجهی دارد، اما از نظر ذهنی سرحال است.
  • Mein Großvater hat ein hohes Alter auf dem Buckel und braucht viel Ruhe.پدربزرگ من سن زیادی دارد و به استراحت زیادی نیاز دارد.