etwas auf die Sprünge helfen

Aussprache: /ˈɛtvas aʊ̯f diː ˈʃprʏŋə ˈhɛlfn̩/
Worttrennung: et·was auf ·die Sprün·ge hel·fen
اصطلاح

به چیزی کمک کردن، به چیزی رونق بخشیدن، به یاد آوردن (در مورد حافظه)

Bedeutungen

1

به معنای کمک کردن به پیشرفت یا بهبود چیزی؛ یا کمک به کسی برای به یاد آوردن چیزی که فراموش کرده است.

  • Ich konnte mich nicht erinnern, aber seine Frage hat mir auf die Sprünge geholfen.من نمی‌توانستم به یاد بیاورم، اما سوال او به من کمک کرد تا به یاد بیاورم.
  • Die neue Marketingstrategie soll dem Geschäft auf die Sprünge helfen.استراتژی بازاریابی جدید باید به کسب‌وکار رونق بخشد.
  • Kannst du mir ein bisschen auf die Sprünge helfen? Ich habe den Namen vergessen.می‌توانی کمی به من کمک کنی تا به یاد بیاورم؟ اسم را فراموش کرده‌ام.