etwas aufs Spiel setzen
چیزی را به خطر انداختن / ریسک کردن
Bedeutungen
1
به معنای قرار دادن چیزی (مانند جان، مال، اعتبار، شانس) در معرض خطر یا ریسک است.
- Er hat seine gesamte Karriere aufs Spiel gesetzt, als er diese riskante Investition machte.او تمام حرفهاش را به خطر انداخت وقتی این سرمایهگذاری پرریسک را انجام داد.
- Wenn du zu spät kommst, setzt du deine Chance aufs Spiel.اگر دیر بیایی، شانس خود را به خطر میاندازی.
- Sie wollte nicht ihr gutes Ansehen aufs Spiel setzen und hat die Wahrheit gesagt.او نمیخواست اعتبار خوب خود را به خطر بیندازد و حقیقت را گفت.