etwas aus der Welt schaffen
چیزی را از میان برداشتن، چیزی را حل کردن، چیزی را برطرف کردن
Bedeutungen
1
به معنی حل کردن یک مشکل، رفع یک نگرانی یا از بین بردن یک مانع است. این اصطلاح اغلب برای کارهایی به کار میرود که باید به طور کامل و قطعی انجام شوند.
- Wir müssen dieses Problem schnell aus der Welt schaffen, bevor es noch größer wird.ما باید این مشکل را سریع از میان برداریم، قبل از اینکه بزرگتر شود.
- Ich hoffe, dass wir die letzten Unklarheiten heute noch aus der Welt schaffen können.امیدوارم که بتوانیم ابهامات باقیمانده را امروز برطرف کنیم.
- Der Politiker versprach, die Korruption aus der Welt zu schaffen.آن سیاستمدار قول داد که فساد را از میان بردارد.