etwas in Gang bringen
چیزی را به راه انداختن، چیزی را آغاز کردن
Bedeutungen
1
شروع کردن یک فرآیند، پروژه یا فعالیت؛ باعث شدن که چیزی شروع به کار کند یا فعال شود.
- Wir müssen dringend neue Projekte in Gang bringen, um die Firma zu retten.ما فوراً باید پروژههای جدیدی را آغاز کنیم تا شرکت را نجات دهیم.
- Nach langer Diskussion konnten wir endlich eine Entscheidung in Gang bringen.پس از بحث طولانی، ما بالاخره توانستیم تصمیمی را به مرحله اجرا درآوریم.
- Der neue Manager hat frischen Wind in das alte System gebracht.مدیر جدید، روحی تازه به سیستم قدیمی بخشید.