etwas in Kauf nehmen
چیزی را پذیرفتن، عواقب چیزی را به جان خریدن
Bedeutungen
1
پذیرفتن یک موقعیت یا نتیجه ناخوشایند یا دشوار، زیرا اجتنابناپذیر است یا بخشی از یک هدف بزرگتر است.
- Wenn du in dieser Stadt leben willst, musst du die hohen Mieten in Kauf nehmen.اگر میخواهی در این شهر زندگی کنی، باید اجارههای بالا را بپذیری.
- Der Arzt hat mir erklärt, dass ich die Nebenwirkungen des Medikaments in Kauf nehmen muss.دکتر به من توضیح داد که باید عوارض جانبی دارو را تحمل کنم.
- Wir wussten, dass der Umzug anstrengend sein würde, aber wir haben das in Kauf genommen.میدانستیم که اسبابکشی خستهکننده خواهد بود، اما آن را پذیرفتیم.