etwas zwischen die Kiemen kriegen
چیزی برای خوردن گیر آوردن، چیزی خوردن
Bedeutungen
1
این اصطلاح که کمی عامیانهتر است، به معنی خوردن غذا یا به دست آوردن چیزی برای خوردن است. (آبشش) به صورت استعاری به دهان یا دستگاه گوارش اشاره دارد.
- Lass uns schnell etwas zwischen die Kiemen kriegen, bevor der Film beginnt.بیا قبل از شروع فیلم سریع چیزی بخوریم.
- Er hat den ganzen Tag nur Kaffee getrunken und nichts zwischen die Kiemen gekriegt.او تمام روز فقط قهوه نوشیده و چیزی نخورده است.
- Nach der langen Reise war es schwierig, unterwegs etwas zwischen die Kiemen zu kriegen.پس از سفر طولانی، پیدا کردن چیزی برای خوردن در طول مسیر دشوار بود.