etwas zwischen die Zähne bekommen
چیزی برای خوردن گیر آوردن، چیزی خوردن
Bedeutungen
1
این اصطلاح نیز مانند به معنی به دست آوردن و خوردن غذا است، به ویژه زمانی که فرد گرسنه است و به دنبال چیزی برای خوردن میگردد. تفاوت معنایی ناچیزی با دارد و بیشتر به نتیجه اشاره میکند.
- Nachdem wir stundenlang gesucht hatten, konnten wir endlich etwas zwischen die Zähne bekommen.پس از ساعتها جستجو، بالاخره توانستیم چیزی برای خوردن پیدا کنیم.
- Ich bin so hungrig, ich brauche sofort etwas zwischen die Zähne.آنقدر گرسنهام که فوراً به چیزی برای خوردن نیاز دارم.
- Auf dem Markt konnte man leicht etwas zwischen die Zähne bekommen.در بازار به راحتی میشد چیزی برای خوردن پیدا کرد.