europaweit
در سراسر اروپا، اروپایی
Bedeutungen
1
شامل یا مؤثر در تمام کشورهای قاره اروپا.
- Es gab eine europaweite Kampagne für Umweltschutz.یک کارزار در سراسر اروپا برای حفاظت از محیط زیست وجود داشت.
- Die Regelung gilt europaweit.این مقررات در سراسر اروپا اعمال میشود.
- Wir planen eine europaweite Expansion.ما در حال برنامهریزی برای گسترش در سراسر اروپا هستیم.