evangelisieren
بشارت دادن، انجیل را تبلیغ کردن
Beispiele
- Mission ist eine wesentliche Dimension des Glaubens: Man kann kein wahrhaft gläubiger Mensch sein, ohne zu ''evangelisieren''. Und die Verkündigung des Evangeliums kann nur aus der Freude hervorgehen, Christus begegnet zu sein.مأموریت، بعدی اساسی از ایمان است: انسان نمیتواند واقعاً مؤمن باشد بدون اینکه بشارت دهد. و اعلام انجیل تنها میتواند از شادی ملاقات با مسیح ناشی شود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
پیام انجیل (مسیحیت) را به دیگران رساندن و آنها را به مسیحیت دعوت کردن.
- Missionare reisen in ferne Länder, um die Menschen zu evangelisieren.مبلغان به کشورهای دور سفر میکنند تا مردم را بشارت دهند.
- Die Kirche versucht, durch verschiedene Programme die Jugend zu evangelisieren.کلیسا تلاش میکند از طریق برنامههای مختلف جوانان را بشارت دهد.