examinieren

Aussprache: /ɛksamiˈniːʁən/
Wortzerlegung: ex·ami·nie·ren
فعل

امتحان کردن، معاینه کردن، بررسی کردن

Beispiele

  • Er hatte den Wagen gründlich ''examiniert'', ehe er sich zum Kauf entschloß.او ماشین را به دقت بررسی کرد تا قبل از خرید تصمیم بگیرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را مورد آزمایش یا امتحان قرار دادن، معمولاً در یک زمینه علمی یا حرفه‌ای.

  • Der Professor wird die Studenten nächste Woche examinieren.پروفسور هفته آینده از دانشجویان امتحان خواهد گرفت.
  • Sie wurde in allen Fächern gründlich examiniert.او در تمام دروس به طور کامل مورد امتحان قرار گرفت.
2 Akkusativ

کسی را به طور دقیق بازجویی کردن یا مورد پرسش قرار دادن، معمولاً در زمینه قانونی یا پلیسی.

  • Die Polizei examinierte den Verdächtigen stundenlang.پلیس مظنون را ساعت‌ها بازجویی کرد.
  • Der Anwalt examinierte den Zeugen kritisch.وکیل شاهد را به دقت مورد پرسش قرار داد.