exekutieren
اعدام کردن، اجرا کردن، پیاده کردن
Beispiele
- Während des Zweiten Weltkriegs wurden viele Leute, die ihr eigenes Land verraten hatten, ''exekutiert.در طول جنگ جهانی دوم، بسیاری از افرادی که به کشور خود خیانت کرده بودند، اعدام شدند.
- Die Gesetze werden von der Regierung ''exekutiert.قوانین توسط دولت اجرا میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
حکم اعدام را اجرا کردن؛ یا به معنای کلیتر، یک حکم یا دستور را به مرحله عمل درآوردن.
- Der Verurteilte wurde gestern exekutiert.محکوم دیروز اعدام شد.
- Der Richter befahl, das Urteil sofort zu exekutieren.قاضی دستور داد که حکم فوراً اجرا شود.