exerzieren

Aussprache: /ɛksɛʁˈt͡siːʁən/
Wortzerlegung: ex·er·zie·ren
فعل

رژه رفتن، مشق نظامی کردن، تمرین کردن

Beispiele

  • Auf dem Kasernenhof wird eifrig ''exerziert.در محوطه پادگان با اشتیاق مشغول مشق نظامی هستند.
  • Exerzieren'' können sie schon ganz gut, diese Rekruten.این سربازان تازه‌کار از همین الان می‌توانند خیلی خوب رژه بروند.

Bedeutungen

1 (بدون مفعول)

رژه رفتن، تمرین نظامی کردن

  • Die Soldaten exerzierten auf dem Kasernenhof.سربازان در محوطه پادگان رژه می‌رفتند.
  • Er muss jeden Tag exerzieren.او باید هر روز تمرین نظامی کند.