exerzieren
رژه رفتن، مشق نظامی کردن، تمرین کردن
Beispiele
- Auf dem Kasernenhof wird eifrig ''exerziert.در محوطه پادگان با اشتیاق مشغول مشق نظامی هستند.
- Exerzieren'' können sie schon ganz gut, diese Rekruten.این سربازان تازهکار از همین الان میتوانند خیلی خوب رژه بروند.
Bedeutungen
1
(بدون مفعول)
رژه رفتن، تمرین نظامی کردن
- Die Soldaten exerzierten auf dem Kasernenhof.سربازان در محوطه پادگان رژه میرفتند.
- Er muss jeden Tag exerzieren.او باید هر روز تمرین نظامی کند.