exfolieren

Aussprache: /ˌɛksfoˈliːʁən/
Wortzerlegung: ex·fo·lie·ren
فعل

پوسته‌ریزی کردن، لایه برداری کردن

Beispiele

  • Diese Zellen sind PAS-positiv, und die Plattenepithelzellen ''exfolieren'' sehr leicht.این سلول‌ها PAS-مثبت هستند و سلول‌های اپیتلیوم سنگفرشی به راحتی پوسته‌ریزی می‌کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ / sich

(پوست را) لایه برداری کردن، سلول‌های مرده پوست را از بین بردن

  • Es ist wichtig, die Haut regelmäßig zu exfolieren, um sie glatt zu halten.مهم است که پوست را به طور منظم لایه برداری کرد تا صاف بماند.
  • Sie exfoliert sich einmal pro Woche mit einem Peeling.او هفته‌ای یک بار با یک اسکراب لایه برداری می‌کند.