exhalieren

Aussprache: /ɛkshaˈliːʁən/
Wortzerlegung: ex·ha·lie·ren
فعل

بازدم انجام دادن، بازدم کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

(هوا، بخار) بازدم کردن، بیرون دادن (اصطلاح پزشکی یا علمی)

  • Der Patient exhalierte langsam die Luft.بیمار به آرامی هوا را بازدم کرد.
  • Die Pflanze exhaliert Sauerstoff.گیاه اکسیژن آزاد می‌کند/بیرون می‌دهد.
2 Akkusativ

(مجازی) متصاعد کردن، منتشر کردن (بو، گاز)

  • Die Blume exhalierte einen süßen Duft.گل بوی شیرینی متصاعد می‌کرد.
  • Der Vulkan exhalierte Rauch und Asche.آتشفشان دود و خاکستر بیرون می‌داد.