exhalieren
بازدم انجام دادن، بازدم کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
(هوا، بخار) بازدم کردن، بیرون دادن (اصطلاح پزشکی یا علمی)
- Der Patient exhalierte langsam die Luft.بیمار به آرامی هوا را بازدم کرد.
- Die Pflanze exhaliert Sauerstoff.گیاه اکسیژن آزاد میکند/بیرون میدهد.
2
Akkusativ
(مجازی) متصاعد کردن، منتشر کردن (بو، گاز)
- Die Blume exhalierte einen süßen Duft.گل بوی شیرینی متصاعد میکرد.
- Der Vulkan exhalierte Rauch und Asche.آتشفشان دود و خاکستر بیرون میداد.