existenzfähig
قابل دوام، پایدار، قادر به بقا
Beispiele
- Plötzlich fielen ihr exotische Geschöpfe ein, die nur in einem speziellen Klima ''existenzfähig'' waren.ناگهان موجودات عجیب و غریبی به ذهنش خطور کرد که فقط در آب و هوای خاصی «قابل دوام» بودند.
قابل دوام، پایدار، قادر به بقا