exorzieren
جنگیری کردن، ارواح خبیثه را بیرون راندن
Beispiele
- Und wenn er seine Hand auf sie legt, soll er alle fremden Geister ''exorzieren,'' dass sie aus ihnen entfliehen und von da an nicht mehr zurückkehren.و هنگامی که دست خود را بر آنها میگذارد، باید تمام ارواح بیگانه را جنگیری کند تا از آنها بگریزند و از آن پس بازنگردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
جنگیری کردن، روح خبیث را از کسی یا چیزی بیرون راندن
- Der Priester versuchte, den Dämon zu exorzieren.کشیش سعی کرد جن را بیرون کند.
- Man glaubte, dass er die bösen Geister exorzieren konnte.باور داشتند که او میتواند ارواح خبیث را بیرون براند.