experimentierfreudig

Aussprache: /ɛkspɛrɪmɛnˈtiːɐ̯ˌfrɔɪ̯dɪç/
Worttrennung: ex·pe·ri·men·tier·freu·dig
صفت

علاقه‌مند به آزمایش و تجربه، اهل تجربه

Bedeutungen

1

تمایل و اشتیاق به امتحان کردن چیزهای جدید، روش‌های نو یا ایده‌های خلاقانه؛ ریسک‌پذیر در جهت کشف و نوآوری.

  • Sie ist sehr experimentierfreudig und probiert gerne neue Rezepte aus.او بسیار علاقه‌مند به تجربه است و دوست دارد دستور پخت‌های جدید را امتحان کند.
  • Als Wissenschaftler muss man experimentierfreudig sein, um neue Entdeckungen zu machen.به عنوان یک دانشمند، برای دستیابی به اکتشافات جدید باید اهل تجربه بود.
  • Der Künstler ist bekannt für seinen experimentierfreudigen Ansatz in der Malerei.این هنرمند به خاطر رویکرد اهل تجربه خود در نقاشی شناخته شده است.