exspirieren

Aussprache: /ˌɛkspiˈʁiːʁən/
Wortzerlegung: ex·spi·rie·ren
فعل

بازدم کردن، نفس را بیرون دادن

Beispiele

  • Es gelingt also nach einer tiefen Inspiration etwa 3500–6000 ccm zu ''exspirieren''; dieses Quantum repräsentiert die vitale Kapazität der Lunge.بنابراین پس از دم عمیق، حدود ۳۵۰۰ تا ۶۰۰۰ سی‌سی هوا قابل بازدم است؛ این مقدار ظرفیت حیاتی ریه را نشان می‌دهد.

Bedeutungen

1 Akkusativ (Luft)

هوای بازدم را از ریه‌ها خارج کردن، نفس را بیرون دادن (اصطلاح پزشکی)

  • Der Patient muss langsam und vollständig exspirieren.بیمار باید آهسته و کامل بازدم کند.
  • Die Lungen exspirieren Kohlendioxid.ریه‌ها دی‌اکسید کربن را بازدم می‌کنند.