exspirieren
بازدم کردن، نفس را بیرون دادن
Beispiele
- Es gelingt also nach einer tiefen Inspiration etwa 3500–6000 ccm zu ''exspirieren''; dieses Quantum repräsentiert die vitale Kapazität der Lunge.بنابراین پس از دم عمیق، حدود ۳۵۰۰ تا ۶۰۰۰ سیسی هوا قابل بازدم است؛ این مقدار ظرفیت حیاتی ریه را نشان میدهد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (Luft)
هوای بازدم را از ریهها خارج کردن، نفس را بیرون دادن (اصطلاح پزشکی)
- Der Patient muss langsam und vollständig exspirieren.بیمار باید آهسته و کامل بازدم کند.
- Die Lungen exspirieren Kohlendioxid.ریهها دیاکسید کربن را بازدم میکنند.