exstirpieren

Aussprache: /ˌɛkstɪʁˈpiːʁən/
Wortzerlegung: ex·stir·pie·ren
فعل

به طور کامل برداشتن/خارج کردن (عضو یا تومور)

Beispiele

  • Im Verlauf der Operation wurde klar, daß die Ärztin nicht nur das Funktionsgewebe der Niere, sondern das Organ als solches ''exstirpieren'' musste.در طول عمل جراحی مشخص شد که پزشک نه تنها بافت عملکردی کلیه، بلکه خود عضو را نیز باید ''به طور کامل خارج کند''.
  • Bruns hat die Kropfbehandlung auch experimentell studiert, indem er kropfigen Hunden Stücke ihres Kropfes exzidierte und den restlichen Kropf nach mehrwöchiger Behandlung ''exstirpierte.برونس درمان گواتر را به صورت تجربی نیز مطالعه کرد، به این صورت که قطعاتی از گواتر را از سگ‌های مبتلا به گواتر خارج کرد و پس از چند هفته درمان، گواتر باقیمانده را ''به طور کامل برداشت''.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را (معمولاً تومور، عضو یا گیاه) به طور کامل از بین بردن یا با جراحی خارج کردن؛ ریشه‌کن کردن

  • Der Chirurg musste den Tumor exstirpieren.جراح مجبور شد تومور را خارج کند.
  • Man versucht, die schädlichen Pflanzen zu exstirpieren.آنها سعی می‌کنند گیاهان مضر را ریشه‌کن کنند.