exterminieren
ریشهکن کردن، نابود کردن، از بین بردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
ریشهکن کردن، نابود کردن، از بین بردن (به صورت کامل و اغلب با خشونت)
- Man versuchte, die Schädlinge vollständig zu exterminieren.تلاش شد تا آفات به طور کامل ریشهکن شوند.
- Historisch gesehen gab es Versuche, ganze Völker zu exterminieren.از نظر تاریخی، تلاشهایی برای نابودی کل ملتها وجود داشته است.