exzerpieren
برداشت کردن، فیشبرداری کردن، استخراج کردن
Beispiele
- In Wahrheit siechte Seume dahin, schrieb zwischen den geliebten Toten aus dem alten Griechenland seine Autobiographie, ''exzerpierte'' Plutarch und notierte Aphorismen, von denen er schon ahnte, dass sie apokryph bleiben würden.در حقیقت زومه به آرامی در حال نابودی بود، در میان مردگان عزیزش از یونان باستان زندگینامه خود را مینوشت، از پلوتارک فیشبرداری میکرد و جملات نغزی را یادداشت میکرد که خودش هم حدس میزد دستنخورده و مشکوک باقی بمانند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
از یک متن، کتاب یا سند، بخشهای مهم یا گزیدهای را انتخاب و استخراج کردن.
- Er exzerpierte die wichtigsten Passagen aus dem Buch für seine Arbeit.او مهمترین قسمتها را از کتاب برای کارش گزیدهبرداری کرد.
- Die Studentin musste mehrere Artikel für ihre Dissertation exzerpieren.دانشجو باید چندین مقاله را برای پایاننامهاش گزیده میکرد.