zufächeln

Aussprache: /ˈtsuːˌfɛːçl̩n/
Worttrennung: zu·fä·cheln
فعل

باد زدن (برای خنک کردن)، نسیم فرستادن

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem/etwas)

با استفاده از بادبزن یا وسیله‌ای مشابه، هوا را به سمت کسی یا چیزی هدایت کردن تا خنک شود یا بویی منتشر شود.

  • Sie fächelte sich mit einem Fächer Luft zu.او با یک بادبزن برای خودش هوا می‌زد.
  • Der Kellner fächelte dem Gast kühle Luft zu.پیشخدمت برای مشتری هوا می‌زد تا خنک شود.