zufächeln
باد زدن (برای خنک کردن)، نسیم فرستادن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem/etwas)
با استفاده از بادبزن یا وسیلهای مشابه، هوا را به سمت کسی یا چیزی هدایت کردن تا خنک شود یا بویی منتشر شود.
- Sie fächelte sich mit einem Fächer Luft zu.او با یک بادبزن برای خودش هوا میزد.
- Der Kellner fächelte dem Gast kühle Luft zu.پیشخدمت برای مشتری هوا میزد تا خنک شود.