fächerübergreifend

Aussprache: /ˌfɛçɐˈyːbɐˌɡraɪ̯fənt/
Worttrennung: fä·cher·über·grei·fend
صفت

بین رشته‌ای، چندرشته‌ای، فرارشته‌ای

Bedeutungen

1

چیزی که بیش از یک رشته یا حوزه علمی/درسی را در بر می‌گیرد یا به آن‌ها مرتبط است؛ شامل موضوعات مختلف.

  • Das Projekt erfordert eine fächerübergreifende Zusammenarbeit.این پروژه نیازمند همکاری بین رشته‌ای است.
  • Wir planen einen fächerübergreifenden Unterricht, der Biologie und Chemie verbindet.ما در حال برنامه‌ریزی برای درسی چندرشته‌ای هستیم که زیست‌شناسی و شیمی را پیوند می‌دهد.
  • Die fächerübergreifende Methode hilft den Schülern, Zusammenhänge besser zu verstehen.روش بین رشته‌ای به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا ارتباطات را بهتر درک کنند.