fächerartig

Aussprache: /ˈfɛçɐˌʔaːrtɪç/
Worttrennung: fä·cher·ar·tig
صفت

بادبزنی‌شکل، شعاعی، پنکه‌ای

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به بادبزن باز شده؛ گسترده از یک نقطه مرکزی به بیرون.

  • Die Blätter des Baumes sind fächerartig angeordnet.برگ‌های درخت به صورت بادبزنی چیده شده‌اند.
  • Die Fächerhaube des Vogels ist fächerartig.تاج پر مانند بادبزن پرنده، بادبزنی شکل است.
  • Die Wellen breiteten sich fächerartig am Strand aus.امواج به صورت بادبزنی در ساحل پخش شدند.
2

پخش شده به صورت شعاعی از یک مرکز.

  • Die Wurzeln der Pflanze wachsen fächerartig in den Boden.ریشه‌های گیاه به صورت شعاعی در خاک رشد می‌کنند.
  • Die Lichtstrahlen fielen fächerartig durch das Fenster.پرتوهای نور به صورت شعاعی از پنجره می‌تابیدند.
  • Die Straßen der Stadt verliefen fächerartig vom Zentrum aus.خیابان‌های شهر به صورت شعاعی از مرکز شهر امتداد داشتند.