fähig

Aussprache: /ˈfɛːɪç/
Worttrennung: fä·hig
صفت

لائق، توانا، کارآمد

Bedeutungen

1

دارای توانایی، مهارت یا استعداد لازم برای انجام کاری.

  • Sie ist eine sehr fähige Studentin.او دانشجوی بسیار لایقی است.
  • Bist du fähig, diese Aufgabe allein zu erledigen?آیا تو توانایی انجام این کار را به تنهایی داری؟
  • Er ist fähig, komplexe Probleme zu lösen.او قادر به حل مشکلات پیچیده است.
2

مناسب یا شایسته برای هدفی خاص؛ کارآمد.

  • Dieses Werkzeug ist nicht fähig genug für diese Arbeit.این ابزار به اندازه کافی برای این کار کارآمد نیست.
  • Das Team ist fähig, die gesteckten Ziele zu erreichen.این تیم قادر به دستیابی به اهداف تعیین شده است.
  • Er hat sich als fähiger Mitarbeiter erwiesen.او خود را به عنوان یک کارمند کارآمد ثابت کرده است.