fähig
لائق، توانا، کارآمد
Bedeutungen
1
دارای توانایی، مهارت یا استعداد لازم برای انجام کاری.
- Sie ist eine sehr fähige Studentin.او دانشجوی بسیار لایقی است.
- Bist du fähig, diese Aufgabe allein zu erledigen?آیا تو توانایی انجام این کار را به تنهایی داری؟
- Er ist fähig, komplexe Probleme zu lösen.او قادر به حل مشکلات پیچیده است.
2
مناسب یا شایسته برای هدفی خاص؛ کارآمد.
- Dieses Werkzeug ist nicht fähig genug für diese Arbeit.این ابزار به اندازه کافی برای این کار کارآمد نیست.
- Das Team ist fähig, die gesteckten Ziele zu erreichen.این تیم قادر به دستیابی به اهداف تعیین شده است.
- Er hat sich als fähiger Mitarbeiter erwiesen.او خود را به عنوان یک کارمند کارآمد ثابت کرده است.