ausfahren

Aussprache: /ˈaʊsˌfaːrən/
Worttrennung: aus·fah·ren
فعل

بیرون بردن (با وسیله نقلیه)، تحویل دادن، پخش کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با وسیله نقلیه از جایی خارج شدن، بیرون رفتن (با ماشین، دوچرخه و غیره).

  • Er fährt jeden Morgen mit dem Auto zur Arbeit aus.او هر روز صبح با ماشین از خانه به محل کار می‌رود.
  • Das Motorrad fuhr schnell aus der Garage.موتورسیکلت به سرعت از گاراژ خارج شد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

(چیزی که جمع‌شونده است) باز شدن، بیرون آمدن یا گسترش یافتن (مانند آنتن، چرخ هواپیما، یا رانشگر).

  • Die Antenne des Radios fährt automatisch aus.آنتن رادیو به طور خودکار بیرون می‌آید.
  • Beim Landen fuhren die Fahrgestelle des Flugzeugs aus.هنگام فرود، ارابه‌های فرود هواپیما بیرون آمدند.
3 Akkusativ (jemanden / etwas ausfahren)

چیزی را با وسیله نقلیه از جایی خارج کردن یا بیرون راندن.

  • Der Parkwächter fuhr das Auto aus der Einfahrt.نگهبان پارکینگ ماشین را از ورودی بیرون راند.
  • Sie fuhr den Lieferwagen aus der engen Gasse.او کامیون حمل بار را از کوچه تنگ بیرون آورد.