ausfallen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌfalən/
Worttrennung: aus·fal·len
فعل

لغو شدن، برگزار نشدن، از کار افتادن، ریزش کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

لغو شدن یا برگزار نشدن یک رویداد، قرار ملاقات یا برنامه.

  • Das Konzert ist wegen des schlechten Wetters ausgefallen.کنسرت به دلیل هوای بد لغو شد.
  • Leider ist mein Termin morgen ausgefallen.متأسفانه وقت ملاقات فردا من لغو شد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

از کار افتادن، خراب شدن یا متوقف شدن عملکرد یک دستگاه، سیستم یا برنامه.

  • Wegen eines technischen Problems ist die Produktion ausgefallen.به دلیل مشکل فنی، تولید متوقف شد.
  • Der Strom ist ausgefallen.برق قطع شد.
3 intransitiv (بدون مفعول)

ریزش کردن، افتادن یا از دست دادن (مانند مو یا دندان).

  • Nach der Krankheit sind ihr viele Haare ausgefallen.پس از بیماری، موهای زیادی از سرش ریخت.
  • Bei dem Unfall sind ihm zwei Zähne ausgefallen.در آن حادثه دو دندانش افتاد.
4 intransitiv (بدون مفعول)

برجسته بودن، خاص بودن یا متمایز بودن از دیگران.

  • Sein Talent fiel sofort auf.استعداد او بلافاصله برجسته بود.
  • Die Architektur des Gebäudes fiel aus dem Rahmen.معماری ساختمان از چارچوب معمول خارج بود.