ausfallen
لغو شدن، برگزار نشدن، از کار افتادن، ریزش کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
لغو شدن یا برگزار نشدن یک رویداد، قرار ملاقات یا برنامه.
- Das Konzert ist wegen des schlechten Wetters ausgefallen.کنسرت به دلیل هوای بد لغو شد.
- Leider ist mein Termin morgen ausgefallen.متأسفانه وقت ملاقات فردا من لغو شد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
از کار افتادن، خراب شدن یا متوقف شدن عملکرد یک دستگاه، سیستم یا برنامه.
- Wegen eines technischen Problems ist die Produktion ausgefallen.به دلیل مشکل فنی، تولید متوقف شد.
- Der Strom ist ausgefallen.برق قطع شد.
3
intransitiv (بدون مفعول)
ریزش کردن، افتادن یا از دست دادن (مانند مو یا دندان).
- Nach der Krankheit sind ihr viele Haare ausgefallen.پس از بیماری، موهای زیادی از سرش ریخت.
- Bei dem Unfall sind ihm zwei Zähne ausgefallen.در آن حادثه دو دندانش افتاد.
4
intransitiv (بدون مفعول)
برجسته بودن، خاص بودن یا متمایز بودن از دیگران.
- Sein Talent fiel sofort auf.استعداد او بلافاصله برجسته بود.
- Die Architektur des Gebäudes fiel aus dem Rahmen.معماری ساختمان از چارچوب معمول خارج بود.