herabfallen
از بالا به پایین افتادن، سقوط کردن
Bedeutungen
1
von + Dativ (von jemandem / etwas herabfallen)
از یک مکان بلندتر به سمت پایین سقوط کردن یا افتادن.
- Der Schnee fiel von den Bergen herab.برف از کوهها به پایین میریخت.
- Ein Ast ist vom Baum herabgefallen.شاخهای از درخت به پایین افتاد.