durchfallen
رد شدن، سقوط کردن
Bedeutungen
1
in + Dativ (in etwas durchfallen)
رد شدن، مردود شدن در امتحان یا آزمون
- Er ist leider in der Fahrprüfung durchgefallen.متأسفانه او در امتحان رانندگی رد شد.
- Viele Studenten fallen in diesem Fach durch.بسیاری از دانشجویان در این درس مردود میشوند.
2
durch + Akkusativ
از میان شکاف یا سوراخ به پایین افتادن
- Der Schlüssel fiel durch das Gitter in den Gully.کلید از میان میلهها به داخل جوی افتاد.
- Das kleine Tier fiel durch ein Loch im Boden.حیوان کوچک از میان سوراخی در زمین به پایین افتاد.
3
intransitiv (بدون مفعول)
شکست خوردن، رد شدن (طرح یا پروژه)
- Der Gesetzesentwurf ist im Parlament durchgefallen.لایحه قانونی در پارلمان رد شد.
- Ihr Vorschlag fiel bei der Konferenz leider durch.متأسفانه پیشنهاد او در کنفرانس رد شد.