durchfallen

Aussprache: /ˈdʊʁçˌfalən/
Worttrennung: durch·fal·len
فعل

رد شدن، سقوط کردن

Bedeutungen

1 in + Dativ (in etwas durchfallen)

رد شدن، مردود شدن در امتحان یا آزمون

  • Er ist leider in der Fahrprüfung durchgefallen.متأسفانه او در امتحان رانندگی رد شد.
  • Viele Studenten fallen in diesem Fach durch.بسیاری از دانشجویان در این درس مردود می‌شوند.
2 durch + Akkusativ

از میان شکاف یا سوراخ به پایین افتادن

  • Der Schlüssel fiel durch das Gitter in den Gully.کلید از میان میله‌ها به داخل جوی افتاد.
  • Das kleine Tier fiel durch ein Loch im Boden.حیوان کوچک از میان سوراخی در زمین به پایین افتاد.
3 intransitiv (بدون مفعول)

شکست خوردن، رد شدن (طرح یا پروژه)

  • Der Gesetzesentwurf ist im Parlament durchgefallen.لایحه قانونی در پارلمان رد شد.
  • Ihr Vorschlag fiel bei der Konferenz leider durch.متأسفانه پیشنهاد او در کنفرانس رد شد.