hinzufinden
راه رسیدن به جایی را یافتن, ملحق شدن
Bedeutungen
1
zu + Dativ / nach + Dativ hinzugefunden
راه خود را به سمت یک مقصد دور پیدا کردن و رسیدن به آنجا.
- Nach langer Reise fand er endlich den Weg nach Hause hinzu.پس از سفری طولانی، او بالاخره راه خانه را یافت.
- Die Touristen fanden den Weg zum Hotel nur schwer hinzu.گردشگران به سختی راه هتل را پیدا کردند.
2
zu + Dativ hinzugefunden
به گروه، جمع یا محفلی پیوستن و ملحق شدن.
- Viele neue Mitglieder fanden schnell zu der Gemeinschaft hinzu.بسیاری از اعضای جدید به سرعت به انجمن پیوستند.
- Er fand nach und nach zu der Gruppe von Freunden hinzu.او کمکم به جمع دوستان پیوست.