durchfinden
راه خود را باز کردن، سر در آوردن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) durch + Akkusativ durchfinden
از میان موانع، شلوغی یا راهروهای پیچیده راه خود را پیدا کردن و رد شدن.
- Wir mussten uns durch die Menschenmenge durchfinden.ما مجبور بودیم راه خود را از میان جمعیت باز کنیم.
- Der Hund fand durch das dichte Unterholz.سگ راه خود را از میان بیشه انبوه پیدا کرد.
2
sich (Akkusativ) durchfinden
از یک متن، موضوع یا موقعیت گنگ و پیچیده سر در آوردن و فهمیدن آن.
- Es ist schwer, sich in diesem juristischen Text durchzufinden.درک کردن این متن حقوقی دشوار است.
- Sie fand sich schnell durch die komplexe Aufgabenstellung.او به سرعت موضوع پیچیده وظیفه را درک کرد.