bereitfinden
حاضر شدن، داوطلب شدن، آمادگی نشان دادن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) + zu + Infinitiv / für + Akkusativ + bereitfinden
خود را مایل و حاضر به انجام کاری نشان دادن یا برای پذیرش مسئولیتی اعلام آمادگی کردن.
- Er fand sich bereit, die schwierige Aufgabe zu übernehmen.او حاضر شد که وظیفه دشوار را بر عهده بگیرد.
- Sie fand sich für die Reise bereit.او برای سفر آمادگی نشان داد.