hindurchfinden
راه عبور از میان موانع را یافتن، پشت سر گذاشتن سختیها
Bedeutungen
1
durch + Akkusativ hindurchfinden
راه عبور از میان یک فضای شلوغ، موانع یا جنگل را پیدا کردن.
- Es war schwierig, aber wir fanden einen Weg durch die Menschenmenge hindurch.دشوار بود، اما ما راهی برای عبور از میان جمعیت پیدا کردیم.
- Mit Mühe fanden sie einen Pfad durch den dichten Wald hindurch.آنها با زحمت راهی برای عبور از میان جنگل انبوه پیدا کردند.
2
durch + Akkusativ hindurchfinden
از یک بحران یا دوره سخت زندگی به سلامت عبور کردن.
- Nach vielen Jahren der Krankheit fand sie endlich durch die Krise hindurch.او پس از سالها بیماری، بالاخره از بحران عبور کرد.
- Die Firma fand trotz der wirtschaftlichen Schwierigkeiten hindurch.شرکت با وجود مشکلات اقتصادی، راه خود را پیدا کرد و ادامه داد.