fängig

Aussprache: /ˈfɛŋɪç/
Worttrennung: fän·gig
صفت

گیرنده (ماهی)، مؤثر، جذاب

Bedeutungen

1

به راحتی چیزی را گرفتن یا به دام انداختن (اغلب در مورد ماهیگیری).

  • Diese neue Angelrute ist sehr fängig.این چوب ماهیگیری جدید بسیار گیرنده است.
  • Der Köder war so fängig, dass wir sofort Fische an Land zogen.طُعمه آنقدر گیرنده بود که بلافاصله ماهی صید کردیم.
  • An diesem See sind die Fische besonders fängig.در این دریاچه، ماهی‌ها به طور ویژه گیرنده هستند.
2

جذاب، گیرا، مؤثر (اغلب در مورد تبلیغات، موسیقی، یا ایده‌ها).

  • Der Werbeslogan war sehr fängig und blieb im Gedächtnis.شعار تبلیغاتی بسیار گیرا بود و در ذهن ماند.
  • Das Lied hat eine fängige Melodie, die man sofort mitsummt.این آهنگ ملودی جذابی دارد که بلافاصله زمزمه می‌شود.
  • Ihre Idee war fängig und überzeugte schnell die Zuhörer.ایده او گیرا بود و به سرعت شنوندگان را متقاعد کرد.